محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )
57
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )
اگر سلطنت است كأرش منحصر است به صحبت وتفريح وبنّايى وعمارت وعزل ونصب بىموقع وخفض ورفع نابهنگام . اگر دولت است به جمعآورى وتحصيل چهار شاهى نقد وجنس ماليات وگرفتن چيز از مؤونه ومعاش چهار نفر يتيم وبيوهزن مسكين ودادن آن به چهار نفر مردم أوباش كلّاش بىآيين . باز اگر مالياتى هم وصول مىشد وچيزى در جايى بود ، چيزى بود واگر گرفته مىشد وبه مصرفى بكار مىرفت باز چيزى بود . اين است كه اين هم نيست وچيزى نمانده است . در سى سال پيش مىشنيدم جمعيت إيران بيست ودو كرور است ومالياتش پنج كرور . واي عجب حالا مىشنويم جمعيت إيران چهارده كرور است وبه قول روسها نه كرور ومالياتش هشت كرور . آن هم حرف است . « اين دو شب خدمت جناب اجل أكرم آقا « 1 » - مدّ ظلّه العالي - بودم باقي اين ( ائيل ) را قلمداد مىكردند ، متجاوز از سه كرور نقد وجنس بود . البتة دو كرور هم به تخفيف وحرف خرج از ميان رفته است وبردهاند وديگر چيزى باقي نمانده است » « 2 » . اگر ملت است چيزى از أو باقي نمانده است . اگر نوكر است . جمعى آنهايى كه أرباب قلم وأصحاب شمشيرند دست بدست هم دادهاند وحاصل دولت بل حاصل مملكتي مىبرند وهمهء امتيازشان به فراش خلوت ويراق است ولباس خز وسنجاب وغيره وغيره . نه كسى از علم حرب وجنگ بهرهاى دارد ونه از راستى ودرستى كه معناى حساب است اثرى در ميان است ونه از خطّ وربط وانشاء واملا نمونهاى در دست است . جمعى مردم بىخبر به صورت مختلف ولباسهاى متفاوت وريش وسبيل متناسب وغير متناسب يك هشت رعيت فقير بيچارهء فلكزده را طعمهء خود كردهاند . وحتى از اينها چيز مىگيرند ومىبرند ومىخورند وكج مىنشينند وتند نگاه مىكنند .
--> ( 1 ) . بايد ميرزا حسين خان باشد . ( 2 ) . روى اين جمله تماما خط كشيده .